زندگی نامه نیک وویچیچ

شاید فکر کنید که زندگی شما مشکلات و سختی های زیادی دارد؛ اما وقتی این نوشته را بخوانید، نظرتان کاملا عوض می شود. داستان این مطلب، درباره فردی است که نه دست دارد و نه پا؛ اما روحیه ای دارد که نظیرش را در کمتر کسی می توان مشاهده کرد! موضوع این نوشته، زندگی نامه نیک وویچیچ است که یکی از قوی ترین افراد تاریخ به حساب می آید. از شما می خواهیم همراه ما باشید تا داستان زندگی این فرد بی نظیر را بخوانید.

 

دوران سخت کودکی نیک وویچیچ

وقتی «نیک» به دنیا آمد، پدر و مادرش از دیدن او مضطرب و ناراحت شدند؛ چرا که پسرشان دست و پا نداشت. مسلما هیچ پدر و مادری از داشتن بچه بدون دست و پا خوشحال نمی شود و این قضیه برای پدر و مادر نیک نیز صدق می کرد. خیلی زود والدین نیک، ناراحتی را کنار گذاشتند و با شرایط جدید کنار آمدند. آنها پذیرفتند که بزرگ کردن چنین فرزندی، کار سختی است و باید بسیار صبور باشند.

معلول بودن و عجیب بودن نیک، باعث نشد که والدینش از بزرگ کردن او ناامید شوند. آنها با عشق سرشار فرزندشان را بزرگ کردند تا به سن مدرسه رفتن رسید. البته تحصیل کردن نیک هم به راحتی بچه های دیگر نبود؛ چرا که دست و پا نداشتن نیک باعث شده بود که دیگر همکلاسی هایش، او را مسخره کنند. به دلیل شرایط سخت و تمسخر اطرافیان، نیک ناراحت و افسرده شده بود. تصمیم گرفت خودکشی کند تا از سختی ها و مشکلات خلاص شود. خوشبختانه بخت با او یار بود و هر بار از خودکشی ها جان سالم به در برد. چیزی که باعث شد نیک به زندگی امیدوار شود، عشق و محبت بی پایان خانواده اش بود. پدر و مادر نیک دائما به او می گفتند که پسری زیبا، دوست داشتنی و جذاب است و لیاقت یک زندگی خوب را دارد.

پدر و مادر نیک وویچیچ به پسرشان نشان دادند که چقدر از داشتن او خوشحال هستند. کاری که آنها در حق فرزندشان انجام دادند این بود که به او جرات و شهامت دادند تا زندگی دلخواهش را بسازد.

رشد جوانه امید در دل نیک…

نیک دست و پا نداشت؛ اما زائده کوچکی در پایش داشت. مادرش به او یاد دارد که از این زائده کوچک به خوبی استفاده کند. همین زمان بود که نیک یاد گرفت قدر همه داشته هایش را بداند و موانع زندگی اش را به فرصت تبدیل کند.

دوران جوانی نیک وویچیچ

نیک خوب درس خواند و وارد دانشگاه شد. در سن 21 سالگی، نیک دو مدرک لیسانس داشت و از بسیاری از هم سن و سالهایش جلوتر بود. به تدریج دیگران به روحیه قوی او پی بردند و متوجه شدند که نیک چقدر قوی و جنگنده است. در همین زمان بود که دیگران پیش او می آمدند تا دلیل سرزندگی و خوشحالی او را بدانند و به زندگی امیدوارتر شوند. با این کار، نیک وویچیچ متوجه شد که می تواند از این محدودیت هایش استفاده کند و به آنها نشان دهد که حتی با وجود سختی ها و مشکلات بزرگ هم می توانند زندگی خوبی داشته باشند و از زندگی خود لذت ببرند. با این کار، نیک وویچیچ وارد عرصه سخنرانی انگیزشی شد.


وقتی امید و انگیزه، جای معلولیت ها را می گیرد…

یکی از ویژگی های جالب نیک وویچیچ این است که همیشه به توانایی هایش ایمان دارد و هیچ لذتی را از خود دریغ نمی کند. نیک وویچیچ در ورزش های سخت و چالش برانگیز مانند شنا، گلف، موج سواری و… شرکت می کند و از انجام کارهای هیجان انگیز واقعا لذت می برد.

هم اکنون نیک وویچیچ (nick vujicic) یک شخصیت تاثیرگذار در تاریخ است. او یکی از بزرگترین و معروف ترین سخنرانان انگیزشی به حساب می آید. شخصیت نیک وویچیچ بسیار خاص و متفاوت است؛ به طوری که هرگز از ذهن مردم پاک نمی شود. اگر یکی از سخنرانی های نیک را مشاهده کنید، متوجه خواهید شد که با چه اعتماد به نفسی صحبت می کند و چه روحیه قدرتمندی دارد.

بسیاری از افراد با شرکت در سخنرانی ها و دیدن فیلم های نیک، از نظر روحی تغییر کرده اند و برای ادامه دادن به مسیرشان انگیزه گرفته اند. نیک وویچیچ نویسنده 3 کتاب است که همه آن کتابها جزو کتابهای پرفروش آمازون و کتابفروشی های بزرگ شده است. «زندگی بدون محدودیت»، «توقف ناپذیر» و «قوی بودن» نام کتابهای معروف نیک است.

نیک وویچیچ در سخنرانی هایش به افراد توصیه می کند که زندگیشان را دوست داشته باشند و هرگز ناامید نشوند. به قول نیک، هیچ فردی نیست که بیچاره باشد؛ حتی اگر آن فرد دست و پا هم نداشته باشد، باز هم راهی برای موفقیت پیدا خواهد کرد.

اگر به صفحه اینستاگرام نیک وویچیچ با آیدی @nickvujicic مراجعه کنید، می توانید پست های او را مشاهده کنید که سرشار از حس خوب و امیدواری به زندگی هستند. نکته جالب این است که نیک بدون توجه به محدودیت هایش، با زن مورد علاقه اش ازدواج کرده و حالا صاحب 4 فرزند کاملا سالم است.

چرا نیک وویچیچ تا این اندازه موفق است؟

یکی از مهم ترین دلایل موفقیت نیک این بود که او شرایطش را به صورت کامل پذیرفت. او می توانست عصبی باشد، غر بزند و برای موفق نشدن بهانه بیاورد؛ اما به جای همه اینها تصمیم گرفت که مصمم و قوی باشد و به سمت اهدافش گام بردارد.

یکی دیگر از عوامل موفقیت نیک این است که همیشه امید به زندگی دارد. به عقیده او، امید چیزی نیست که در لحظه تولد به ما داده شود! برعکس، ما انسانها با درد و رنج به دنیا می آییم و در شرایطی سخت به زندگی خود ادامه می دهیم. امید داشتن یا ناامیدی، فقط و فقط به خودمان برمی‌گردد. هر کدام از ما انسانها، مسئولیت پرورش امید و عشق را در وجود خودمان داریم.

دوست دارم آخر این مطلب را با صحبت های خود نیک وویچیچ تمام کنم. او در یکی از سمینارهای معروفش می گوید:

«من نیک وویچیچ، بدون داشتن دست و پا به دنیا آمده ام؛ اما هرگز در حصار این شرایط نمانده ام. معلول بودنم، بدترین بخش زندگی من بوده است؛ ولی خوشبختانه بدترین بخش های زندگی ما هم می توانند تغییر کنند و بهتر شوند. هرگز به خودتان اجازه ندهید که تسلیم شوید. اگر در زندگی تسلیم شوید، هیچگاه به رویای خودتان نمی رسید. شما ممکن است دست و پا داشته باشید، اما قلبتان آسیب دیده باشد. اگر قلب شما شکسته باشد یا به خاطر ترس فلج شده باشید، نمی توانید از زندگیتان لذت ببرید. همانطور که معلولیت جسمی داریم، مشکلات روانی هم جزو معلولیت ها به حساب می آیند. اگر امید، انگیزه و هدف نداشته باشید، از درون می میرید!

باور کنید که خدا خیلی دوستتان دارد. اگر به سمت او بروید، اتفاقاتی در زندگیتان می ‌افتد که شما را مطمئن و آرام می ‌کند. از شما می خواهم خود را به همان صورتی که هستید دوست داشته باشید. به دیگران محبت کنید، آرزوهای بزرگ داشته باشید و هیچ وقت در زندگی تسلیم نشوید. من توانستم به اهداف و آرزوهایم برسم؛ پس شما هم می توانید موفق شوید…»

در این نوشته زندگی نامه نیک وویچیچ را خواندید که یکی از تاثیرگذارترین افراد در طول تاریخ است. به شما پیشنهاد می کنیم که یکی از کتابهای نیک وویچیچ را خریداری کرده و با افکار این فرد منحصر به فرد بیشتر آشنا شوید.

از اینکه تا انتهای این نوشته با ما همراه بودید از شما بسیار متشکریم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *